غلام همت آنم که زیر چرخ کبود زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاداست |
گفتگوی پيش از مرگ با کاستاندا
گفتگوي دانيل تروخيلو ريوس از مجله آرژانتيني و شيليايي اتوميسمو با کارلوس کاستاندا که در فوريه 1997 انجام شده است .
س: آقاي کاستاندا شما سال هاست که به طور ناشناس زندگي کرده ايد . چه چيز باعث شد که اين وضع را تغيير دهيد و به طور علني در باره تعليماتي که شما و سه نفر همراهتان از ناوال دون خوان ماتيوس دريافت کرده ايد به صحبت بپردازيد ؟
ج: آنچه ما را وادار به انتشار افکار دون خوان مي کند نيازي است که براي روشن کردن تعاليم او حس مي شود و اين وظيفه اي است که ديگر نمي توان آن را به تاخير انداخت . من و سه شاگرد ديگر او به اين نتيجه واحد رسيديم که همه انسان ها از امکانات دروني لازم براي درک جهاني که دون خوان ماتيوس به ما نشان داد برخوردارند . ما در مورد اينکه کدام راه مناسب تر است با يکديگر به بحث و گفتگو پرداختيم و دو راه در پيش رو داشتيم . اولين راه اين بود که ناشناس باقي بمانيم ، راهي که دون خوان پيشنهاد کرده بود . راه ديگر انتشار افکار دون خوان بود ؛ راهي بي نهايت خطرناک تر و دشوارتر . ما راه دوم را برگزيديم زيرا به اعتقاد ما تنها راهي بود که در شان و مرتبه دون خوان قرار داشت . ....
صادق هدايت در سه شنبه 28 بهمن ماه 1281 در خانه پدري در تهران تولد يافت. پدرش هدايت قلي خان هدايت (اعتضادالملك) فرزند جعفرقلي خان هدايت(نيرالملك) و مادرش خانم عذري- زيورالملك هدايت دختر حسين قلي خان مخبرالدوله دوم بود. پدر و مادر صادق از تبار رضا قلي خان هدايت يكي از معروفترين نويسندگان، شعرا و مورخان قرن سيزدهم ايران ميباشد كه خود از بازماندگان كمال خجندي بوده است. او در سال 1287 وارد دوره ابتدايي در مدرسه علميه تهران شد و پس از اتمام اين دوره تحصيلي در سال 1293 دوره متوسطه را در دبيرستان دارالفنون آغاز كرد. در سال 1295 ناراحتي چشم براي او پيش آمد كه در نتيجه در تحصيل او وقفه اي حاصل شد ولي در سال 1296 تحصيلات خود را در مدرسه سن لويي تهران ادامه داد كه از همين جا با زبان و ادبيات فرانسه آشنايي پيدا كرد. در سال 1304 صادق هدايت دوره تحصيلات متوسطه خود را به پايان برد و در سال 1305 همراه عده اي از ديگر دانشجويان ايراني براي تحصيل به بلژيك اعزام گرديد.....
|
|
|
|
| بخشي از ميزگرد منتشر نشده درباره آينه هاي دردار |
|
|
|
با حضور هوشنگ گلشيري،کامران بزرگ نيا،عبدالعلي عظيمي،سعيد ارباب شيراني و يونس تراکمه
يونس تراکمه؛در پاييز سال 1371، در اصفهان در تدارک انتشار فصلنامه زنده رود بوديم و يکي از برنامه هاي ما در آن فصلنامه بررسي يک اثر يا يک نويسنده از جهات و ابعاد مختلف بود. چند ماهي بود رمان «آينه هاي دردار» از هوشنگ گلشيري منتشر شده بود، که به منظور نقد و بررسي اين رمان جلسه يي در خانه گلشيري تشکيل دادم با حضور آقايان ابوالحسن نجفي، سعيد ارباب شيراني، منوچهر بديعي، کامران بزرگ نيا و عبدالعلي عظيمي و خانم فرزانه طاهري. در پايان جلسه چون بحث ها ناتمام ماند قرار شد نوارهاي ضبط شده پياده و تکثير شود و براي همه شرکت کنندگان در آن جلسه فرستاده شود تا در جلسه بعدي با اشراف به آنچه در جلسه اول گذشته بحث ادامه، و احياناً خاتمه، پيدا کند. محتويات نوارها به صفحات کاغذ منتقل شد و صفحات کاغذي تکثير و براي حاضران در آن جلسه فرستاده شد ولي به دلايلي جلسه بعدي هيچ گاه تشکيل نشد. (يادي و تقديري هم بکنم از دوست سفرکرده ام، مودب ميرعلايي که در پياده کردن نوارها زحمات زيادي کشيد.) تکه هايي از گفته هاي اين جلسه را در اينجا نقل مي کنم بيشتر با اين نيت که ببينيم بعد از قريب به دو دهه چه تفاوتي هست بين نگاه و نظر مخاطبان امروزي اين رمان با مخاطبان دو دهه قبل. |
محمود دولتآبادی و عشق به پدر
مهدی عاطف راد
پدر برای محمود دولتآبادی جاذبهای افسونگرانه دارد و در بیشتر داستانهایش نقشی محوری، حساس و سرنوشتساز بر عهده دارد. گویی جاذبهای که پدر این نویسنده برایش داشته و نقش مهمی که در زندگیاش بازی کرده، چنان ذهنش را سرشار از خاطره، و شخصیتش را در میدان جاذبهی خود جذب کرده که در بیشتر داستانهایش خودآگاه یا ناخودآگاه، پدر سایهای سنگین بر روان و شخصیت و زندگی و سرنوشت نقشآفرینان ماجرا میاندازد و بر آنها تأثیری قوی و عمیق دارد.
بیپدری یکی از بدبختیهای فلاکتبار زندگی تعدادی از شخصیتهای داستانهای دولتآبادی است. بیشتر آنها در دوران کودکی یا نوباوگی پدرشان را از دست دادهاند. در برخی از داستانها پدر مُرده و آنها پیش از آنکه طعم محبت و گرمی آغوش و نوازش پدری را بچشند، یتیم شدهاند. در برخی دیگر از داستانها پدر خانواده را ترک کرده و به سفر رفته و آنها بیسرپرست ماندهاند....
سؤال شاهانه، جواب شاهانهژبر میرتیموریسؤال شاهانه، جواب شاهانه –ناصرالدين شاه اولين پادشاه ايران است كه به قصد تفرج و سياحت به كشورهاي اروپائي سفرمي كند و مي توان گفت در دوران حكومت وي بواسطه آشنائي با مدنيت غربي تفكر اصلاح طلبانه رشد و نضج مي گيرد .
|
|
آلبر کامو؛ ادبیات فلسفی درجستجوی هدف . |
حال به طور اجمالی به بیان دیدگاه چوبک در باب مرگ و پیامدهای حاصل از آن میپردازیم....
خسرو خوبان – رضا دانشور – ۱۳۷۳- افسانه سوئد .
۱- خسرو خوبان تلاشی است به سوی رمانی فانتزی – ایرانی در عین حالی که رئالیته ها و ابژه ها در آن اهمیت زیادی دارند و در چنین پارادکسی « خسرو خوبان » شکل می گیرد .
گفتگو در باره فانتزی ( ادبیات ) نهایتا به سوی بیان اجتماعی / تاریخی و مجال فرهنگی که آن ادبیات در آن شکل گرفته حرکت می کند . چون متن به رغم ویژگی فردی / ذاتی , در شکل عام خود باز تولید اجتماعی معین و شرایط فرهنگی ویژه ای است , که در آن مکان ها ی مختلف در هم می آمیزند و با آن هم کنشی دارند . و هر گفتاری در باره آن از پیشینه ای سر چشمه می گیرد که نشاندهنده نمو آن از واقع و بر گذشتن از آن واقع به طور توامان است ....
منبع: روزنامه ال پاييس- اسپانيا
ژان پل سارتر دوران كودكي اش را در تنهايي سپري كرد . او در سال 1905 در پاريس به دنيا آمد و شش سال بيشتر نداشت كه يتيم شد . او پسربچه اي لاغر ، ضعيف ، لوچ و بي مهارت در بازي هاي فيزيكي بود كه هيچ دوستي هم نداشت . آنطور كه در خودزندگينامه اش “ واژه ها ” ـ منتشرشده در 1963 ـ نقل مي كند ، اوتنها براي فرار از دنيايي كه طردش مي كرد به نوشتن روي آورد .
در سال 1929 از دانشكده تربيت معلم فارغ التحصيل شد ،هم آنجا بود كه با “ سيمون دو بووار” آشنا شد ، يگانه يار و عشق او كه تا زمان مرگ با وي بود . سه سال بعد موفق به دريافت بورسي براي ادامه تحصيل در برلين شد ، سفري كه براي وي امكان برقراري ارتباط و هم انديشي با پديده شناسي “ هوسرل” و اگزيستانسياليسم هايدگر را فراهم آورد .
سارتر پس از بازگشت به فرانسه ، دست به كار انتشار سلسله مقالاتي متاثر از انديشه هاي متفكران آلماني شد كه بازتاب اندكي داشتند ، اما با انتشار اولين رمان وي “ تهوع” در سال 1938 ، ژان پل سارتر به نويسنده اي معروف و مورد احترام مبدل شد ....
«ساراماگو» نام علفی وحشی است که در آن دوران، خوراک فقیران بوده است.
مينياتور رنگها با زبان آبستره
گفت و گو با کیومرث قورچیان
كيومرث قورچيان متولد 1331 در شهر قزوين است و در سال 1353 فعاليتهنري خود را در زمينه نقاشي و محضر استاد «هانيبال الخاص» دنبال کرد. آغاز كار هنرياش با پرداختن به طبيعت و آموختههايي از آن به همراه ذهنيت بوده است كه از نظر فرم آبستره و گاهي تلفيقي از آبستره و طبيعت با استفاده از بافت در جهت پرداختن به ذهنيتها و عوالم دروني است. آثار وي در سالهاي گذشته در نمايشگاههاي داخي و خارجي و سايت(www.arianarts.com) بازتاب وسيعي داشته و در جشنواره مهر سال 80 كه در سالن همايش صدا وسيما برگزار شده بود نيز به عنوان برگزيده انتخاب شد. وی در سال های اخیر درنمايشگاه های محتلف بین المللی از جمله مركز فرهنگي امارات (ابوظبي) با 30 تابلو از آثارشان شركت کرده و با دريافتي از ديدگاههاي ملل مختلف روبهرو شده است كه بهانه اين گفت وگوي نیز همین موضوع است....
دست از مسابقه برداريم!
گفت و گو با رضا عابديني ؛ گرافيست
تايپوگرافي در ايران از جمله حوزههايي ميباشد كه با وجود قدمت نه چندان دور خود به دليل نبودن مأخذ و مرجع مناسب، چالشهاي بسياري را در بين طراحان و گرافيستهاي ايراني به وجود آورده است كه در اين ميان عدم توجه به ساختار خط فارسي كه ذاتا نگرش جدايي را از زبان لاتين ميطلبد بروز يافته است.
اساسا تايپوگرافي به چه معناست؟
هر تلاشي كه توسط يك طراح گرافيك يا هر كس ديگري صورت گيرد تا به حروف وجه تصويري ببخشد، تايپوگرافي محسوب ميشود و اين تصوير بخشي ممكن است شكل روايي داشته و يا كاملاً فرماليستي باشد. در تايپوگرافي روايي تأكيد برمعناست، اما در نوع فرماليستي آن روابط بصري كه بين فرمها برقرار ميشود اهميت دارند. در واقع در اين تلاش علاوه بر آنكه اطلاع رساني توسط نوشتهها صورت مي گيرد، معنايي ديگر را هم ميتوان از آن درك كرد. تايپوگرافي همراه با گرافيك به وجود آمده است و ....
احمد شاملو
شعر فروغ همیشه برای من یک چیز زیبا بوده است، اگر این صفت برای بیان کیفیت شعر فروغ کافی باشد.
خاموشى جنون در نشانهها و نمادها
مقالهاي از ژاكلين همريت درباره قرابت جنون و ادبيات
محمود امیری نیا
هميشه جنون نويسندگان را مجذوب خود كرده است و به همين دليل ارتباط ويژهاي با ادبيات دارد. طوري كه گاه از استعارهاي محض فراتر ميرود و به مانند يك شبكه موضوعي، شالوده متن را بنا مينهد تا آنجا كه فعاليتخواندن و نوشتن را در ادبيات به هم گره ميزند.
پرفسور روان تحليلگراي هنري «ژاكلين همريت» در اين مقاله برآن است كه قرابت جنون و ادبيات را با نقدي بر داستان كوتاه نشانهها و نمادها نوشته «ولاديمير ناباكوف» كه در سال 1948 منتشر شد، به تحليل بكشاند.
ناباكوف،بسيارياز شخصيتهاي داستاني خود را در لحظه با جنون وسوسه ميكند و آنها را با توهمات بينايي و شنوايي درگير ميسازد. از اين رو قهرمان داستان «دفاع لوژين» كه همان «لوژين» است شطرنج بازي است كه در اين دفاع مانند يك اسير در هيجان مونومانيايي خود به خودكشي ميگرايد. و يا در «لوليتا» ميبينيم كه ناباكوف با انحرافهاي جنسي برخورد ميكند و يا قهرمان داستان «هامبرت هامبرت» را ميبينيم كه در بيمارستانهاي روانپزشكي بهبود مييابد و...
| نمىدانم چه شد از سينما سر درآوردم ناصر تقوايى و 67 سال زندگى در کنار يک ملت کهنسال | |
|
|
جوانترین ستون ادبیات مدرن | |||||||
فرانتس کافکا ۱۲۵ سال پیش در سوم ژوئیه ۱۸۸۳ در شهر پراگ به دنیا آمد که در آن روزگار بخشی از خاک سلطنت دوگانه اتریش - مجارستان بود و امروزه پایتخت جمهوری چک است.... |
|
| |||||
|
گفتگو با آیدین آغداشلو درباره فروغ فرخزاد | |||||||
آیدین آغداشلو، گرافیست و نقاش معاصر به عنوان یکی از دوستان بسیار نزدیک فروغ فرخزاد و آشنا به وجوه شخصیتی او، گزینه خوبی برای گفتن حرف های تازه در مورد فروغ است. به همین خاطر در آستانه سالمرگ فروغ برای گشودن دریچه ای تازه به شخصیت و زندگی او، پتی که حضوری تاثیرگذار در جریان ادبی و روشنفکری ایران داشته، به سراغ آقای آغداشلو رفتیم.... |
|
| |||||
|
۱۵ تير ۱۳۸۳ | |
|
مسعود مهرابی رها از عقدة روزمرة سيزيفی
|

امیر حسن چهلتن
«فكر و خيالات سابق كتاب نويسي را هم درست نفهميدم؛ چه كتابي چاپ كردم يا چه چيزي نوشتم!؟ از آن وقتي كه به اروپا آمدهام به جز كاغذهايي كه فرستادم چيز ديگري ننوشتم.» (1)
اين دروغ است و بخشي از نامه ايست كه هدايت جوان در 25 ديماه 1306 به پدرش اعتضادالملك مينويسد.
كتاب فوائد گياهخواري، نمايشنامهي پروين دختر ساسان، افسانه آفرينش و چهار نوول كوتاه از مجموعهي زنده بگور حاصل اقامت چهارسالهي او در اروپاست. و تا بيقراريي روحيي او را به پاي عفريت نوشتن ننويسند، ناچار بود تا ميتوانست از اين تفنن بيهوده- از چيزي كه لابد مخل پيشرفت و سعادت به حساب ميآمده است و شايد هنوز هم به حساب ميآيد- خود را بر كنار بداند. با اين همه در نامهاي به دوستي مينويسد: «با همين پرت و پلاهاست كه در قيد حياتم.»(2)
صادق هدايت به عنوان دانشجوي مهندسي و سپس معماري و بعد فلاحت و بعدتر طبيعيات و صنايع مستظرفه و حتا دندانسازي و ادبيات و همچنين بعنوان كارمند بانك ملي و به دنبال آن اداره كل تجارت و سپس آژانس پارس و بعد شركت كل ساختمان و بار ديگر بانك ملي و بعد ادارهي موسيقي و بعدتر دانشكدهي هنرهاي زيبا و.....
امامقلی امامی تنبور نواز برجسته ی کوهدشتی
بهرام سلاحورزی
حتما این حسرت تا همیشه با من خواهد بود که ؛ چرا نتوانستم با او حرفی و گپی داشته باشم !.
بییشتر از او بشنوم و بیشتر بنویسم . تا بماند برای روزگاری که او نیست . برای امروز . برا ی فردا
نه انکه بخواهم خودم را توجیح کنم .اما ؛ بی شک شرایط سنی و به تبع ان ندانستن هائی که حالا متوجه میشوم . چقدر زیاد است وسعت ان . می تواند دلیل عمده ان کوتاهی باشد !
حتما می پذیرید دران شرایط و ان سن و سال به تقلید از اجداد مان مسخ جاودانگی و همیشه بودن بوده و هرگز نه تصور مرگ اورا داشته و نه به مرگ اندیشی امروزین رسیده بودم
به هر رو با دریغ به خاطر ؛ فرصت های از دست رفته . امروز و اینجا عینا نوشته ائی را که سال ۱۳۵۵ در رابطه با امام قلی در روزنامه کیهان نوشته ام را پیش رویتان می گشایم .
با این امید که شما چون من فرصت ها را بیهوده حرام نکنید !
دنیائی که تنها اوای سوخته تنبور او نشانه اش بود و حرکت پنجه پیرو تکیده اش با انسان از روح ؛ از زمان و از کهنگی سخن می گفت ؛ خود او می گفت : انزمان که تنها هستم ؛ غم دل تنهایم را در تنبور می ریزم و شعر میخوانم . ....
پروین مراحمی نماد زن آوانگارد لر
بهرام سلاحورزی
پروين مراحمي، بر آنچه در پيرامونش مي گذرد نگاهي ژرف دارد. او بي آنكه مدعي شناسايي راز گل سرخ باشد، در زمانه اش شناور است. هم از اين رو سرشار است از تحرك و پويايي.
در يك كلام بگويم، مراحمي ايستا نيست. چرا كه اميد به مانا بودن دارد!
شايد به همين دليل مي شود هزار جور آغازش كرد. بي آنكه توانش را داشته باشي لا اقل يك جور به آخرش برساني.
راحت حرف مي زند. آنگونه كه مي تواني، شهرزاد قصه هاي هزارو يك شب تصورش كني. در پس هر قصه، تشنه مي ماني تا برسي به قصه اي ديگر. او انگار بهتر از هر كاري قصه گويي را بلد است.
چنان تند و سريع مي گويد: صداي لالايي هاي مادرش را ضبظ كرده. كه تو، براي لحظه اي دروغش را آن هم به آن بزرگي باور كني.اما، كمي بعد.....
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|